دوج Charger Daytona EV: شتابی فراتر از هلکت ۷۹۷ اسب بخاری!

دوج Charger Daytona EV Scat Pack با عملکرد خیره‌کننده‌اش، توانسته در شتاب‌گیری اولیه، حتی از مدل‌های قدرتمند Challenger Hellcat Redeye پیشی بگیرد. در این مقاله به بررسی دقیق این خودروی برقی و مقایسه آن با رقبای بنزینی و الکتریکی می‌پردازیم.

در مرکز تست Car and Driver، دوج Charger Daytona Scat Pack را زیر فشار گذاشتیم و نتایج نشان داد که این خودرو در رسیدن به سرعت ۶۰ مایل در ساعت (حدود ۹۶ کیلومتر در ساعت)، از دوج چلنجر هلکت Redeye سریع‌تر است. اما پس از آن، رقابت نزدیک‌تر می‌شود.

نتایج Charger به طور قابل توجهی با BMW i4 M50 که قبلاً آزمایش کرده بودیم، همپوشانی دارد. با این حال، وزن تقریباً ۹۰۰ پوندی (حدود ۴۰۸ کیلوگرم) بیشتر Scat Pack، باعث می‌شود که در پیچ‌ها به خوبی عمل نکند.

با وجود وزن زیاد، Charger EV مسافت توقف کوتاه‌تری نسبت به ب‌ام‌و و هیوندای Ioniq 5 N دارد.

به مرکز تست Car and Driver خوش آمدید. ما از سال ۱۹۵۶ به طور مداوم خودروها را تحت آزمایش قرار می‌دهیم تا داده‌های عینی را برای پشتیبانی از برداشت‌های ذهنی خود ارائه دهیم.

یک خودروی خاص و متفاوت

هیچ مجموعه‌ای از خودروها وجود ندارد که دوج Daytona Scat Pack جدید با آن‌ها رقابت کند. این یک کوپه برقی دو در بزرگ است که یک چیز غیرمتعارف به حساب می‌آید. وزن این خودرو در مقیاس ما، پنج هزار و نهصد و بیست و پنج پوند (حدود ۲۶۸۷ کیلوگرم) بود. بله، ما آن را به صورت کامل نوشتیم تا بر اهمیت موضوع تأکید کنیم. این وزن تقریباً معادل سه تن است، برای یک خودروی دو در!

مقایسه Charger EV با Challenger V-8

با این حال، زمان ۶۰ مایل در ساعت (۹۶ کیلومتر در ساعت) Daytona Scat Pack با ۶۷۰ اسب بخار قدرت، ۳.۳ ثانیه است که از زمان ۳.۶ ثانیه Challenger Hellcat Redeye با ۷۹۷ اسب بخار، سریع‌تر است. البته، Scat Pack از مزیت پرتاب تمام چرخ محرک بهره می‌برد، در حالی که Redeye فقط از لاستیک‌های عقب خود برای انجام این کار استفاده می‌کند. این مقایسه خیلی منصفانه نیست، علی‌رغم وزن نسبتاً کم چلنجر که ۴۵۱۴ پوند (حدود ۲۰۴۷ کیلوگرم) است. علاوه بر این، پس از آن، داستان عمدتاً به نفع Redeye است، زیرا سرعت ۱۰۰ مایل در ساعت (۱۶۰ کیلومتر در ساعت) در ۷.۸ ثانیه به دست می‌آید، در حالی که Scat Pack به ۸.۰ ثانیه نیاز دارد. مسافت یک چهارم مایل (حدود ۴۰۲ متر) به سختی به نفع Scat Pack است: ۱۱.۷ در مقابل ۱۱.۸ ثانیه. اما سرعت متعلق به Redeye است، ۱۲۵ مایل در ساعت (۲۰۱ کیلومتر در ساعت) در مقابل ۱۱۹ مایل در ساعت (۱۹۱ کیلومتر در ساعت). دلیلش این است که Daytona در ۱۳۶ مایل در ساعت (۲۱۸ کیلومتر در ساعت) به حداکثر سرعت می‌رسد، در حالی که Hellcat ادعا می‌کند که تا ۲۰۳ مایل در ساعت (۳۲۶ کیلومتر در ساعت) می‌رود. برای کسانی که آمار را نگه می‌دارند، ما یک Challenger Hellcat Redeye دوم را روی همان سطحی که Daytona آزمایش شد، آزمایش کردیم و زمان ۶۰ مایل در ساعت آن کندتر و ۳.۸ ثانیه بود، اما زمان ۱۱.۶ ثانیه در یک چهارم مایل با سرعت ۱۲۸ مایل در ساعت (۲۰۶ کیلومتر در ساعت)، از خودروی برقی دو در بهتر بود.

رقابت تنگاتنگ: دوج در برابر BMW و هیوندای

شاید Hellcat Redeye بهترین رقیب برای Daytona Scat Pack برقی ما نباشد. با بررسی نتایج ما، BMW i4 M50 با ۵۳۶ اسب بخار قدرت و سیستم تمام چرخ محرک، انتخاب بهتری به نظر می‌رسد. در واقع، آن‌ها تقریباً روی هم قرار می‌گیرند. تمام معیارها یکسان هستند. سرعت ۶۰ مایل در ساعت؟ هر دو به ۳.۳ ثانیه نیاز دارند. برای سرعت ۱۰۰ مایل در ساعت نیز همین‌طور است: ۸.۰ ثانیه دقیق. مسافت یک چهارم مایل نیز با ۱۱.۷ ثانیه مساوی است، اگرچه Bimmer از نظر سرعت کمی بهتر است، ۱۲۰ مایل در ساعت (۱۹۳ کیلومتر در ساعت) در مقابل ۱۱۹ مایل در ساعت (۱۹۱ کیلومتر در ساعت). برای یافتن تفاوت‌ها باید عمیق‌تر شوید. زمان ۳۰ تا ۵۰ مایل در ساعت (۴۸ تا ۸۰ کیلومتر در ساعت) برای BMW، ۱.۵ ثانیه است، اما برای Daytona، ۱.۸ ثانیه. همین‌طور برای زمان ۵۰ تا ۷۰ مایل در ساعت (۸۰ تا ۱۱۲ کیلومتر در ساعت): ۲.۰ ثانیه برای باواریایی و ۲.۴ ثانیه برای دوج. هر یک از این زمان‌ها به اندازه کافی خوب هستند که هوای ریه‌های شما را فشرده کنند، اما این باعث تعجب ما می‌شود.

تست استارت رولینگ ۵ تا ۶۰ مایل در ساعت (۸ تا ۹۶ کیلومتر در ساعت) ما، هرگونه ترفند کنترل لانچ را حذف می‌کند. در این تست، BMW فقط به ۳.۵ ثانیه برای تکمیل این دور نیاز دارد، اما دوج به ۴.۱ ثانیه نیاز دارد. هر دو دارای کنترل لانچ هستند، اما BMW قدرت بیشتری در این حالت ارائه نمی‌دهد. از طرف دیگر، Daytona در حالت لانچ، تمام ۶۷۰ اسب بخار خود را ارائه می‌دهد، اما این مقدار به ۶۳۰ اسب بخار کاهش می‌یابد، مگر اینکه دکمه PowerShot را روی فرمان فشار دهید. احتمالاً چهل اسب بخار برای پوشش این اختلاف کافی نیست. در ۶۳۰ اسب بخار، Dodge Daytona نسبت وزن به قدرت برابری با BMW i4 دارد، هر دو با ۹.۴ پوند بر اسب بخار (حدود ۴.۲ کیلوگرم بر اسب بخار). این فقط می‌تواند ما را به این باور برساند که موضوع به نرم‌افزار مربوط می‌شود و BMW سریع‌تر تمام قدرت خود را آزاد می‌کند.

ترمزگیری و هندلینگ

و این ما را به وزن برمی‌گرداند. شما فکر می‌کنید که این موضوع در بخش ترمزگیری بر علیه Scat Pack با ۵۹۲۵ پوند (حدود ۲۶۸۷ کیلوگرم) عمل می‌کند، اما اشتباه می‌کنید. از سرعت ۷۰ مایل در ساعت (۱۱۲ کیلومتر در ساعت)، دوج در ۱۵۱ فوت (حدود ۴۶ متر) متوقف می‌شود. این کمی بهتر از i4 M50 است که ۵۰۶۳ پوند (حدود ۲۲۹۶ کیلوگرم) وزن دارد و این کار را در ۱۵۴ فوت (حدود ۴۷ متر) انجام می‌دهد. حتی از هیوندای Ioniq 5 N که به ۱۵۳ فوت (حدود ۴۷ متر) نیاز داشت و تنها ۴۸۴۹ پوند (حدود ۲۲۰۰ کیلوگرم) وزن دارد، بهتر عمل می‌کند. با افزایش سرعت توقف به ۱۰۰ مایل در ساعت (۱۶۰ کیلومتر در ساعت)، این شکاف‌ها بیشتر می‌شود. ۲۹۷ فوت (حدود ۹۰ متر) برای Charger Daytona، ۳۰۴ فوت (حدود ۹۳ متر) برای Ioniq 5 N و ۳۰۸ فوت (حدود ۹۴ متر) برای i4 M50. در اینجا لازم به ذکر است که BMW و هیوندای از لاستیک‌های تابستانی Pirelli P Zero PZ4 Elect باریک‌تر روی چرخ‌های ۲۰ و ۲۱ اینچی استفاده می‌کنند، در حالی که Daytona دارای لاستیک‌های ۲۰ اینچی Goodyear Eagle F1 Supercar 3 با اندازه ۳۰۵/35ZR-20 در جلو و ۳۲۵/35ZR-20 در عقب است.

در Skidpad، هر سه خودرو در محدوده یک صدم g قرار دارند. دوج و هیوندای هر کدام امتیاز ۰.۹۶ g را کسب می‌کنند، در حالی که BMW با ۰.۹۷ g به سختی از هر دو پیشی می‌گیرد. با این حال، چیزی که این اعداد برجسته نمی‌کنند، رفتار سه خودرو در محدودیت‌های هندلینگ آن‌ها است. BMW و هیوندای سبک‌تر آن را به خوبی انجام می‌دهند و تعادل مداری خوبی از خود نشان می‌دهند، اما Scat Pack در دایره در محدودیت خود با کم فرمانی بیش از حد حرکت می‌کند.

در حالی که هیچ راهی برای دور زدن تأثیر اندازه و حجم Daytona بر رفتار هندلینگ آن در محدودیت وجود ندارد، این هنوز یک ماشین چشمگیر است که رانش مستقیم عظیمی را ارائه می‌دهد و سطوح جدی از چسبندگی را ارائه می‌کند. نه تنها می‌تواند با دو مورد از خودروهای برقی عملکرد محور مورد علاقه ما رقابت کند، بلکه در شروع حرکت از هر یک از پیشینیان احتراق داخلی که آزمایش کرده‌ایم، سریع‌تر است.