هدف از ساخت کامارو ما؟ به چالش کشیدن پورشه!

من فکر می‌کنم “بله”. به همین دلیل است که خودروهای پونی و ماسل کارها هیچ‌وقت برایم جذاب نبوده‌اند. مطمئناً تمام داستان‌های مربوط به Roadrunnerهای تقویت‌شده، Mustangهای پرسرعت و لاستیک‌سوزی‌های طولانی را شنیده‌ام که مانند داستان‌های جنگی در مهمانی‌های خانوادگی تعریف می‌شدند.

اما وقتی در دهه ۹۰ بزرگ شدم، هرگز قهرمانان آن داستان‌های جنگی قدیمی را در دنیای واقعی ندیدم. حتی در شهرک کشاورزی روستایی که در آن بزرگ شدم، جایی که آهن‌های قدیمی مانند یک خدا در آن شش روز بین رفتن به کلیسا مورد پرستش قرار می‌گرفتند، این خودروها هرگز فقط… در حال رانندگی و ایجاد مزاحمت نبودند.

مطمئناً در روزهای شنبه تابستان، ارابه‌های قدیمی مانند الماس‌های یاغی در زیر نور خورشید صبحگاهی می‌درخشیدند و در حاشیه پارکینگ آسفالت‌شده نزدیک مک‌دونالد پارک شده بودند.

ما در کودکی، در حالی که آنجا نشسته بودند، محو تماشای آن‌ها می‌شدیم، درخشان و بی‌حرکت، و به بلوک‌های بزرگ خاموش آن‌ها نگاه می‌کردیم و دندان‌های خود را در منیفولدهای کرومی صیقلی‌شده تماشا می‌کردیم. بعد از یک یا دو ساعت، با خروج یک ارابه Boomer و به دنبال آن ارابه‌ای دیگر، صدای ضربات پدال گاز به‌صورت منقطع و معقول به گوش می‌رسید. به نظر می‌رسید، حتی سی سال پیش، صاحبان این خودروها اشتیاق خود را برای رفتارهای ناشایست از دست داده بودند.

نسلی صرفاً اشیاء بت‌واره شده دوران جوانی خود را به دست آوردند و آن‌ها را در سلفون پیچیدند. بنابراین کایل جوان هرگز آرزوی داشتن خودروهایی مانند کامارو ۶۸ را نداشت که دهه‌ها بعد صاحب آن شود. و من می‌ترسم که اتفاق مشابهی برای پسر من بیفتد. این ستاره‌های قدیمی به لکه‌های کم‌نور تبدیل می‌شوند و تنها برای لحظات کوتاهی بین تمیزکاری‌ها با پوشک معروف، در جهان رها می‌شوند.

بیایید این را تغییر دهیم.

شاید قسمت‌های اول و دوم سری کامارو ما را زیر و رو کرده باشید. اگر این کار را نکرده‌اید، هنوز روزهای اولیه است و وقت برای رسیدن به آن‌ها وجود دارد. ما منشأ خودرو و وضعیت فعلی آن (یک پوسته خالی با نوارهای عجیب و غریب) را پوشش داده‌ایم، اما بیایید اهداف نهایی را تعیین کنیم و زمینه‌ای برای مسیری که این توده به آن سمت می‌رود، فراهم کنیم.

خودروهای مسابقه. خودروهای مسابقه ضد سکون هستند. آن‌ها در پارکینگ مک‌دونالد نمی‌نشینند. آن‌ها خشن، بی‌پروا و فعال هستند. بی‌اعتذار.

اگر به دلایل بیشتری نیاز دارید: دلایل خوب این‌طوری صدا می‌دهند. و کارهای کثیف و لغزنده‌ای مانند این انجام می‌دهند.

کامارو ما احتمالاً در مسابقات شانه به شانه شرکت نخواهد کرد (این وظایف برای یک کوروت با موتور BMW و یک خودروی E30 Spec رزرو شده است که به‌طور مشترک با شریکم در کامارو مالکیت آن را داریم). با این حال، ما می‌خواهیم روح کاماروهای مسابقه‌ای بزرگ را در بطری کنیم و بیش از چند ترفند از جعبه ابزار آن‌ها بدزدیم. با کمک افسانه‌های قدیمی و جدید، نشانه‌های مسابقه‌ای به خودروی ما ظاهری هدفمند، قابلیت‌های هندلینگ و شخصیت تزلزل‌ناپذیر یک ستاره پیست می‌بخشد.

در اینجا چند سنگ محک وجود دارد که از آن‌ها الهام خواهیم گرفت:

بزرگ، واضح بله، این ستاره قطبی است. خورشید ما. شاید مهم‌ترین کاماروی ساخته شده، بسته به اینکه با کدام فیلسوف در انتهای بار صحبت می‌کنید. تصویر اصلی این سری یک علامت واضح بود.

در اینجا مقاله‌ای در مورد رانندگی با کامارو Penske/Donohue وجود دارد که توسط دوست ما Zach Bowman برای مجله Road & Track نوشته شده است. من احتمالاً سه بار در سال به این مقاله بازمی‌گردم زیرا روح را پر می‌کند. من نمی‌توانم امیدوار باشم که جادوی این خودرو را به روشی بهتر تعریف کنم، پس یک فنجان قهوه بردارید و از این داستان لذت ببرید.

این خودرو امسال به حراج گذاشته شد و می‌توانید در اینجا اطلاعات بیشتری در مورد آن بخوانید (و چند عکس عالی را تماشا کنید).

در حالی که کامارو بدنام Penske در پشت ذهن ما زندگی خواهد کرد، کامارو ما دقیقاً مانند آن نخواهد بود، بلکه عناصری از مسابقات Trans-Am آن دوره را قرض خواهد گرفت، مانند رینگ‌های spec 15×8 این سری برای خودرو، و اندازه‌های تایری که بهترین عملکرد را برای ایجاد چسبندگی کافی ضمن حفظ تعادل هندلینگ داشتند. در این مورد ۲۳۵/۶۰ در جلو و ۲۵۵/۶۰ در عقب.

ما بودجه‌ای برای رها کردن پوسته کامارو خود در لاکهید برای اسیدشویی نخواهیم داشت، اما رژیم کاهش وزن را آغاز خواهیم کرد که در خودروهای مسابقه‌ای آن دوران پیدا می‌کردید، تلاش می‌کنیم وزن خالص زیر ۳۰۰۰ پوند و تقریباً ۵۲۰ اسب بخار را مطابق با مشخصات خودروی Penske بدست آوریم.

با این حال، ما نمی‌خواهیم به سادگی افسانه‌های از قبل تثبیت شده در این سری را بازگو کنیم. ما اینجا هستیم تا سنگ‌های جدیدی را نیز برگردانیم.

آشغال‌های اروپایی چشمان شما فریب نمی‌خورند. این یک گرافیک Ovaltine است. عجیبه، نه؟

اما شاید نه به اندازه دیدن رینگ‌های Euromesh روی تصویر خود آمریکایی دهه شصت. مثل این است که یک عقاب طاس Ugg پوشیده باشد.

این فصلی در داستان مسابقه کامارو است که فکر نمی‌کنم زیاد بدرخشد. این‌ها قطعاً پیچ‌ها را به خوبی رد می‌کردند، به اندازه‌ای که با پورشه‌ها و BMWها و سایر خودروهای اروپایی در خاک خودشان درگیر شوند. این به لطف بخش “گروه ۲” است که در متن بالا یافت می‌شود.

فدراسیون بین‌المللی اتومبیلرانی (FIA) گروه ۲ را در سال ۱۹۵۹ راه اندازی کرد و از این نام کلاس برای توصیف خودروهای توریستی با حداقل ۱۰۰۰ تولید در طول یک سال استفاده کرد. به نوبه خود، مسابقات قهرمانی خودروهای سالن بریتانیا از سال ۱۹۶۱-۱۹۵ و از ۷۰-۷۳ به روی خودروهای گروه ۲ باز شد.

طرفداران Trans-Am به یاد خواهند آورد که خودروهای گروه ۲ تا فصل ۱۹۷۲ با موفقیت بیش از حد متوسط ​​به مسابقه پرداختند: به ویژه آلفاها و پورشه‌ها. این گرده افشانی متقابل در هر دو جهت کار کرد و مسابقات فوق العاده حیرت انگیزی و لحظات نمادین را تولید کرد، به خصوص زمانی که بلیط های فرا آتلانتیک در هر دو جهت مهر شدند. در اینجا یکی از Spa وجود دارد:

کامارو ما این هویت‌ها را با هم ترکیب می‌کند و از دوران باستان و مدرنیته، از Trans-Am و مسابقه‌دهنده‌های اروپایی وام می‌گیرد. ما یک طرح رنگی مسابقه‌ای دست و پا چلفتی برای خودرو ایجاد خواهیم کرد – مانند سال ۶۸ با دست نقاشی شده است – و به دنبال پورشه‌ها و BMWها و آلفاها در پیست‌های مسابقه و جاده‌های فرعی این کشور بزرگ خواهیم رفت، همانطور که در روزهای اوج قبل از پارکینگ مک‌دونالد بود، و روح کاماروهای مسابقه‌ای بزرگ را در طول راه احیا و به اشتراک می‌گذاریم.

در نسخه‌های آینده Camaro vs. World، داستان یک کاماروی شجاع و خصوصی را که در Le Mans شجاعت به خرج داد، ادامه خواهیم داد و نکات مربوط به سیستم تعلیق را از قهرمانانی که هنوز این ماشین‌های دهه شصت را در یکی از بزرگترین و جالب‌ترین سری مسابقات روی زمین به سرعت می‌رانند، دریافت خواهیم کرد.